محمدرضای .....
سلام محمدرضای ..... نمیدونم چه صفتی باید برات به کار ببرم امروز بردمت کلاس ژیمناستیک و مثل دو جلسه ی قبل جنابعالی حاظر نشدی که با بچه ها همراه بشی و هرچقدر مربی و دستیارش اصرار کردن قبول نمیکردی ..... حالا اینهاش زیاد مهم نبود چون حداقل تو گریه و زاری و ... نداشتی ولی چند تا از بچه ها که جلسات قبلی خوب بودن امروز حسابی از خجالت مامانهاشون در اومدن و اما مشکل من با شما ، مشکل این زبون توی وروجکه .... یکی از مامانها برگشته به من میگه : خب معلومه شما زیاد باهاش کار میکنین و من یعنی چی ؟ مگه بقیه مامانها با بچه هاشون حرف نمیزنن ؟ مگه وقتی بچه ها از اونها یه سوال میپرسن بهشون جوابی ن...
نویسنده :
مامانی
18:13



