محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

خداحافظی

1390/3/6 14:15
نویسنده : مامانی
232 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرم

چند لحظه قبل بابایی از داخل هواپیما زنگ زد و خداحافظی کرد این هم

آخرین تماس با خط ایران حالا باید منتظر شماره کربلا باشم تا روی گوشیم بیافته 

خدانگهدارت باشه بابایی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مهسا
6 خرداد 90 16:19
هزار ماشاالله.خدا پسرتون رو واستون نگه داره ایشالا.من عاشق بچه ام.(تازه عقدیم هنوز)ولی وقتی نی نی میبینم از خود بیخود میشم
دلم واسشون غشششش میره
راستی اگه ممکنه همسرتون واسه خوشبختی و عاقببت بخیری همه و من و نامزدم دعا کنن.خوشحال میشم به ما هم سر بزنید


سلام دوست عزیزم به وب ما خوش اومدید ، از لطفتون ممنونم ان شاالله خوشبخت بشید.
مدرسه ی مامان ها
6 خرداد 90 17:03
سلام
ممنون که به مدرسه ی مامان ها سر زدید
خوشحالیم که مطالب براتون مفید بوده


ممنونم.
مامان فرشته
7 خرداد 90 1:36
سلام عزیز دلم خوبی ؟
الهی قربونت برم مهربونم
جای همسری خالی نباشه ان شاا... این یک ماه مثل برق و باد بگذره
تاریخمو دکتر گفته اوایل مرداد گلم تا خدا چی بخواد


محمد رضا جونم عاشقتم خاله بوسسسسسسس


سلام سماجونم ممنون،
خیالم راحت شد از 4/7 بیکار میشم اونوقت با خیال راحت هر روز بهت سر میزنم و منتظر دختر گلم میمونم.

محمدرضا:منم خیلی دوستت دارم خاله جون ، بوسسسسسسسسسسسسس


مامان ماهان
7 خرداد 90 9:29
ای جانم ........
الهی این جدائیها بزودی زود تموم بشه گلم


ممنون عزیزم.
محمد گیان
7 خرداد 90 10:55
سلام رفیق کجای خوبی مامان چطوره دلم برات تنگ شده بود


سلام داداش قربونت ٍ ما هم دلمون تنگ شده ٍ خیلی مخلصیم.

سلام محمدجان خوبی خاله ٍ یه کم سرم شلوغه ان شاالله سر فرصت میایم پیشتون ٍ همیشه به یادتون هستیم .
محمدحسین عشق جاودان
7 خرداد 90 11:05
سلام ماماني .خوب به سلامتي که باباي شازده کوچولو به سلامتي رسيدن التماس دعا داريم .بعدا ماماني چرا اين همه دلتنگي ...مواظب خودتون باشين دوستون دارم .


سلام عزیزم ممنون که بهم سر میزنید ٍ با داشتن شما دوستای خوب آروم میشم چون هیچوقت تنها نیستم ٍ خیلی دوستتون دارم.
ملی
9 خرداد 90 2:38

محمد جونم خودت گلی خاله رفتی پیشه گلا نشستی ؛ عزیزم جای همسره مهربونت خالی نباشه درکت میکنم سخته خیلی ، اون حسی که از توی هواپیما زنگ میزنه رو اصلان دوست ندارم


آره ملی جونم برای منم سخته ولی نمیشه ازش فرار کرد جزئی از زندگیمونه و باید مسالمت آمیز باهاش کنار بیایم.
فریبا
9 خرداد 90 10:30
ممنون عزیزم که به وبم سر زدی منم شما رو لینک کردم


خواهش میکنم عزیزم.