اتاق زیر پله

سلام گل پسری ، تاج سری .....
وای مامانی اینقدر خسته ام که نگو ... عزیزکم از 11 صبح تا حالا که 8 غروبه مشغوله
مرتب کردن وسایل شما بودم ، از اونجایی که اتاق شما طبقه بالاست و جدای رفت وآمد
مشکل خیلی هم به اتاقت ارادت نداری یکسری از وسایلت رو گذاشتم پائین که راحت بازی کنی ،
برای اینکه نظم داشته باشی زیر پله رو تبدیل کردم به یه اتاق برای شما ، خودم که
فضاشو خیلی دوست دارم ،یه چندتا عکس هم ازش گرفتم امشب اگه وقت کردم برات
میگذارم
راستی از یکسری از کتابهاتم عکس گرفتم که اونها رو هم برات میزارمشون ، یه چند تاشون هم
بالا داخل ویترینت بودن که نیاوردمشون ،
پسر قشنگ من کتابهاشو خیلی دوست داره و تا حالا خیلی شیطنت کرده باشه
جلد 3-2 تاشونو اون هم ناخواسته کنده ولی خیلی شاکی میشه اگه کسی به کتابهاش
صدمه بزنه .
محمدرضاجونم همیشه مطالعه کن و سعی کن تا جایی که میتونی به اندوخته های
ذهنت اضافه کنی.
عزیز مامان فعلا خیلی خسته ام و باید برم شام شما رو آماده کنم بعدش حمومت کنم و
اگه فرصتی شد عکسهاتو میگذارم.
عاشقتم شازده کوچولو



اتاق زیر پله
