محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

اتاق زیر پله

1390/3/10 10:21
نویسنده : مامانی
871 بازدید
اشتراک گذاری

محمدرضا در حال کمک به مامان(به قول خودش)

 

در حال بست زدن به قفسه ها

خونه آشفته و کمکهای زورکیه محمدرضا

و بالاخره اتاق زیر پله

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان ماهان
10 خرداد 90 10:39
چه اتاق خوشگلی داری عزیزم


قابلی نداره خاله.
سارا
10 خرداد 90 11:44
وای چه فکر خوبی اتاق زیر پله
چه اتاق قشنگی


ممنون
فریبا
10 خرداد 90 13:58
سلام عزیزم وبلاگ من به روز شده می تونی دیدن کنی در ضمن اتاق محمدرضا جون خیلی جالبه یاد زمان جنگ افتادم که از زیر پله ها برای سنگر استفاده می کردیم و بعضی اوقات حتی ناهارمون هم اونجا می خوردیم


سلام فریبا جونم ، حتما میام عزیزم
تعبیر جالبی بود.
مامان حسین
10 خرداد 90 15:48
سلام
چه اتاق قشنگی خاله.


سلام
ممنون خاله مهربون.
رها(مامان سپهر)
11 خرداد 90 2:19
سلام گلکم مرسی که به مامان کمک میکنی.اتاقتم خیلی بامزه است


سلام خاله
خواهش میکنم ، وقتی بابایی نیست من مرد خونه ام ،
در ضمن اتاقمون قابل شما رو نداره.
مامان فرشته
14 خرداد 90 1:51
وای چه اتاق خوشگلی شده خاله جون
حالا دو تا اتاق داری
فکرشو کن اونوقت خاله به این بزرگی یه اتاق مشترک با بابای گیسو دارم
هییییییییی وایییییییییییی منننننننننننن
خوش به حالت محمد رضا جونم


غصه نخور خاله ، هر وقت دلت خواست بیا اتاقمو بهت میدم.
بوووووووووووووووس