یادگاری از دوران نوجوانی مامان

سلام عزیزکم
من از بچگی عاشق نقاشی و طراحی بودم طوری که اگه قرار بود طرحی بکشم از خواب و خوراک و همه
چیزم میزدم و همین باعث شد بابام که حرف اول و آخرش فقط درس بود مانع کارم بشه و هیچوقت اجازه
نداد من توی کلاسهای نقاشی شرکت کنم ، خلاصه وقتی در دوران دبیرستان بودم دایی مسعود شما
(برادربزرگم) برام رنگ روغن و قلم خرید تا من لااقل طعم داشتن و آشنا شدن با اونها رو بچشم ، من هم
که برای اولین بار قلم مو دستم گرفته بودم و حتی نمیدونستم رنگ رو باید با چیزی ترکیب کرد یا نه با
همون وسایل افتادم به جون دیوار اتاقم و هر چیزی که دلم میخواست کشیدم و حالا که حداقل 14-13
سال از اون زمان میگذره نقاشیهام همچنان روی اون دیوارها مونده و مامانم از اونها مراقبت میکنه ،
تصمیم گرفتم ازشون عکس بگیرم و برای شما بزارم عزیزم ، پسر گلم مطمئن باش در هر زمینه ای
استعداد داشته باشی با تمام وجودم همراهیت میکنم تا استعدادت شکوفا بشه ، ![]()
عاشقتم پسر گلم![]()



البته این همه اش نیست .


یادگاری از دوران نوجوانی مامان
