پسر مهربون من

سلام پسر قشنگم ، 2 روز گذشته مانا پیشت بود و من تونستم به کلاس های ترم جدیدم برسم ، عزیزم واقعا ازت ممنونم که به من اجازه میدی تا به همه کارها، هم کار خونه 

هم دانشگاه
برسم ، کارامون برعکس شده تو شدی مامان من، وقتی خسته ام و حوصله ندارم ، زمانهایی که دیگه دارم کم میارم
تو با شیرین زبونیات و مهربونیت به من روحیه میدی مثل امروز که قرار بود با هم بریم بازار و10 دقیقه نشد که نظرم عوض شد وتو حسابی سؤال پیچم کردی که چرا نمیریم گفتم چون سرم درد میکنه نمیتونم رانندگی کنم
وقتی دیدی از سؤالهات دارم عصبانی میشم
طبق معمول دستاتو باز کردی
و با نگاه مظلومانه خودتو لوس کردی وقتی همدیگه رو بغل کردیم آروم آروم زدی پشتم و گفتی مامانی اگه خسته ای میتونی توی بغل من بخوابی تا حالت خوب بشه
، قربونت برم عزیزم که اینقدر مهربونی
، میدونی مامانی تازه 2 روزه رفتیم کلاس ولی استادا خیلی بهمون کار دادن عروسکم مواظب مامان باش تو الان مرد خونه ای
، من هم تمام سعی ام رو میکنم تا برای تو کم نذارم ، دوستت دارم شازده کوچولو.


پسر مهربون من
