بابایی نزدیکه
سلام پسر عزیزم
بابایی ساعت 13:20 سوار هواپیما شد و الان دیگه باید نزدیک تهران باشن .
خیلی کار دارم و سرم شلوغه ، دارم براتون شیرینی درست میکنم.
برای شام هم یه شام عالی تدارک دیدم.
هر دومون خیلی خوشحالیم، تو که وقتی شنیدی بابا سوار هواپیما شده همچین از
ذوقت جیغ و داد راه انداختی .... همه اش میپریدی و دست و هورااااا میکردی
الهی قربون اون دلت برم من که اینقدر برای بابایی تنگ شده.........
ان شاالله همه مسافرها به سلامت به مقصد برسند مسافر ما هم صحیح و سالم برسه.
خب دیگه برم سراغ کارهام............
عاشقتونم............
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بابایی نزدیکه
