محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

عاشقتم پسر کوچولو

1391/2/18 20:43
نویسنده : مامانی
201 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب 

ساعت 11

پسری مسواک زده (کارهای دیگه ش رو هم کرده) روی مبل توی سالن نشسته

تب دار، به خاطر داروهاش حسابی خماره خواب

مامانی توی اتاق کار پای لب تابه بابایی داره فایلهای خودش رو میگیره

پسری داد میزنه : مامانیییی پس کی میریم بخوابیم.........

مامانی : الان کارم تموم میشه..........

چند لحظه بعد دوباره همون سوال و همون جواب

دیگه پسری کلافه شده : مامانی بریم بالا ، من خوابم میاد...........

مامانی : عزیز دلم روی مبل بخواب من کارم تموم شد بغلت میکنم میبرمت بالا توی

تختت میزارمت.

و پسری: نهههههههههه ، آخه تو اذیت میشییییی ، کمرت درد میاد.

مامانی : فدای سرت عزیییییییییییییزم.

پسری : نه مامانی اونوقت دیگه نمیتونی برای ما یه بچه بیاریسوالسوالسوال

خوشم میاد که مرد بودنش رو ثابت میکنه ، دوست داشتنش بی دلیل نیست .

وروجک من ،

عاشقتمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مریم مامان نخودچی
19 اردیبهشت 91 6:26



واقعا
ملی مامان میکاییل
20 اردیبهشت 91 1:42

قوربونه اون زبونت برم من



فدای تو خاله جان