محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

اومدم از دستت گله کنم

1390/1/12 19:03
نویسنده : مامانی
227 بازدید
اشتراک گذاری

                       7j.gif


محمدرضای گلم سلام

امروز دیگه اومدم از دستت گله کنم 

همیشه که نباید تعریف کرد ،

شما عزیزم یه عیب بزرگی داری که واقعا غیرقابل تحمله

اون هم اینه که وقتی پامون رو از در هتل بیرون میذاریم 

میگی :  بابایی بغلم کن ،  مامانی بغلم کن  . اولا شما دیگه بزرگ شدی مادر 17 کیلو وزنته با یه قده 102 سانتیمتری ،

خب مامان جان سخته بغل کردن وراه بردنت،

  به خصوص که من و بابایی هردو کمرمون مشکل داره  ،

بابایی که قبل از ازدواج کمرش مشکل پیدا کرده بود من هم که ماشاالله از ذوق

داشتن شما بلاها کشیدم که دیگه برام کمر نمونده ، همین الان هم از روی زمین

بلند که میشم نمیتونم کاملا صاف بشم باید یه کم دولا راه برم تا انگاری مهره های

کمرم جابه جا بشه .

با این وضعیت انصافه ما 2 تا رو اینقدر اذیت کنی؟

البته مقصر خودمم ، تا قبل این یکسال بابات که ایران بود چون صبح تا شب دنبال کارای

خودش بود ما مجبور بودیم یه کم با تاکسی یه کم پیاده  هر جوری که بود بیرون بریم و به

کارامون برسیم ، خیلی وقتهام غروبا میرفتیم پیاده روی،

اما از وقتی که بابایی دیگه نبود ما موندیم و ماشین ، از اونجایی که کارهای من هم بیشتر

شده بود واسه اینکه بتونم به همه کارام برسم مدام با ماشین بیرون میرفتیم واینطور شد که

شما قید پیاده روی رو زدی ، ولی ....

ولی یه برنامه هایی برات دارم ،

چون هوا دیگه خوب شده تصمیم گرفتم وقتی برگشتیم ایران هر روز ببرمت پیاده روی ،

امیدوارم تنبلی نکنم و برنامه ام رو عملی کنم ،

الان که دارم مینویسم شما داری با صندوقچه ای که من از کربلا برای خودم خریدم

ور میری و فکر نمیکنم آخرش سالم به ایران برسه.

خب عزیزکم دیگه باید برم بابایی رو بیدار کنم چون قراره برای خرید سوغاتی بریم بازار ،

خداکنه امروز اذیتمون نکنی ،

دوستت دارم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

الی
12 فروردین 90 19:18
´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´¶¶´´´´´آپ کردم ´´´´´´¶¶
´´´´´¶¶´´´´´´ بدو بيا ´´´´´´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶¶´´´راستي نظر يادت نره هااااااا´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶
´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶
´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶
´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶
´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶
´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´
´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶
´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶
´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´
´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶
´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶
´´´¶¶´´´´´´♥


چه جوجوی نازی
چشم عزیزم حتما میام.
سارا
12 فروردین 90 23:06
سلام عزیزم خوبی؟منم بعد از زایمانم کمرم خیلی درد می کنه فکر می کنم بچه ها تو این سن خیلی لجباز می شن طاها هم این روزها خیلی منو اذیت می کنه بدتر از همه اینه که دهن به غذا نمی زنه دارم دیونه میشم


سلام ساراجان، من یکی که داغونم ، درست میگی اینها اقتضای سنشونه ، چشم بر هم بزنیم پسرامون بزرگ میشن این قدر نباید حرص بزنیم ، موفق باشی عزیزم.
مامان فرشته
12 فروردین 90 23:51
سلام عزیزم خوبی ؟ به سلامتی داری بر می گردی ؟
اما می دونم که دلت اونجا می مونه این لحظه های آخر از طرف ما هم زیارت کن ممنون


محمد رضا جونم خاله قربونت بره شما دیگه آقا شدی بزرگ شدی گلم دیگه باید تازه کیف مامانو هم شما بیاری نه اینکه بخوای بغلت کنن قربونت برم دیگه مامان بابا رو اذیت نکن باشه گلم بوسسسسسس


سلام گلم ، آره عزیزم دیگه نزدیک احتمالا اوایل هفته بعد میام ، درست میگی خیلی سخته دل کندن ولی چه میشه کرد .

سلام خاله جونم ، هی به مامانی میگم تقصیر من که نیست پاهام ضعیف شده ، ولی چشم سعی میکنم پسر خوبی بشم ، بووووووسسسسسسسسس
مامان ماهان
13 فروردین 90 12:34
سلام خوشگل من تو دیگه بزرگ شدی باید خودت راه بری باشه


سلام خاله جون ، سعی ام رو میکنم دیگه مامان و اذیت نکنم ، بووووووسسسسسس