محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

خرید مدرسه

سلام عزیز دلم امروز بالاخره رفتیم شهرکتاب پیش خاله مریم و کلی از لوازم مدرسه ات  رو خریدیم ، الان دیگه فقط یه دفتر شطرنجی مونده به همراه لوازم بهداشتیت. عکس شماره 1 (منت سر همسری) عکس شماره 2(همچنان منت) عکس شماره 3 (زحمت کشیدن پسر و منت بر سر پدر) نفسمون گرفت 3 طبقه ....... اگه بابایی بود تقسیم میکردیم و اما اسمتو روی همه وسیله هات گذاشتم و به غیر از کلربوک و کاغذ A4 و مقوا بقیه رو گذاشتم داخل کیفت . کیف رو هم خودت بدون دخالت من انتخاب کردی .   مامانی شجاع میشود ، جدا عجب بادکنکی باد کردما دیگه اینکه شما گل پسری امروز یه مساله ای رو مطرح کردی و گفتی باهاش مشکل داری که حسابی فک...
20 شهريور 1391

بدون عنوان

سلام عشق من کلی چیز برای نوشتن دارم ولی باید سر فرصت باشه که الان نیست. فقط اینو بگم ، الان که اومدن نشستم پای لب تابم تا کم کم گرم نوشتن بشم شما شازده کوچولو در حالی که از پله ها داری میای پایین داد میزنی میگی: :مااامااااااان........ :بله :میشه برام حلوا درست کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ : عزییییییییییزم ، دلت حلوا میخواد (ماه رمضان فقط یکبار حلوا درست کردم) و حالا باید برم بساط درست کردن حلوا رو راه بندازم. جای بابایی خالی ، مامان بزرگت میگه بابایی وقتی کوچیک بود از عشق حلوا شب جمعه ها میرفت مزار تا حلوا بخوره البته مامان بزرگ خیلی زیاد حلوا میپزه و کلا هم دست پختش عالیه. برم که حلوا درست کنم. دوستت دارم................. ...
17 شهريور 1391

من با تو آرومم...........

تو واسم مثه بارونی تو واسم مثه رویایی................ پسری عاشق صندلیت هستی ولی خوب دیگه بزرگ شدی و کم کم باید کنار بزاریش اینجا داشتیم میرفتیم کوه خونه عمه جون بزرگه و شما از بابایی خواستی توی پیچ و خم ها جوری بپیچه که صندلیت چپه بشه و شما از ته دلت جیغ بزنی و بخندی............ ...
9 شهريور 1391

یه فاتحه برای شادیه روح بابابزرگم بخونیم

                               salam gol pesaram emrooz mano shoma too karbala tanhaiim babaii jalase dashte o rafte be daftareshoon dar baghdad , badesh ham bayad miraft kazemeyn , oonja ham yek neshasti dashtand. emrooz haftomin rooze fote bababozorgame , tebghe akhbari ke az iran reside majlese khatme anaam darand va jaye man hesabi khalie . man ham tasmim gereftam inja baraye bababozorgam kari bokonam , daram basate pokhte halva rah mindazam , mikham halva dorost konam va tooye ...
4 شهريور 1391

بدون عنوان

سلام عزیز دلم سال نو مبارک مادر ، الهی همیشه سلامت و شاد باشی گلم . سال 90 هم با همه روزهای خوب و بدش گذشت ، پروژه های بابایی هم که تمام نشد و ما سال 91 رو هم قراره با دوری از بابایی بگذرونیم ، الهی که خدا پشت و پناهش باشه. و اما امروز : برای تحویل سال رفتیم حرم امام حسین ، جای همه خالی بود ، ما هم سعی کردیم نائب الزیاره باشیم . لحظه های قشنگی بود ، وقتی همه ایستاده بودیم و با هم دعای یا مقلب القلوب رو میخوندیم وقتی همه ذکر یا حسین رو زمزمه میکردن ........ خدایا این لذت رو نصیب همه آرزومندان بفرما .  وقتی از حرم خارج شدیم یکی از آشناهای بابایی رو دیدیم و گفت که دوتا انفجار در همین نزدیکیها اتفاق افتاده و مثل اینکه گارا...
4 شهريور 1391