محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

روزی که گذشت

1390/3/23 15:43
نویسنده : مامانی
232 بازدید
اشتراک گذاری

 

            

سلام پسر قشنگم

سلام دوستای مهربونم

امروز سومین امتحانم رو دادم و خوشحالم که 3 تا درس رو پاس کردم ، البته من قصد داشتم

نمره الف باشم ولی همسری اعلام کردن که فقط پاس کن و اینقدر حرص نزن ،

من هم مثل یک بچه خوب به حرفش گوش کردم .....

دیروز که حسابی تنبل خانم شدم ، جزوه ام رو چند دوری نگاه کرده بودم و میل به درس نداشتم

برای همین هنرنماییم گل کرد و برای خودم ، پسرم و مامانم کیک درست کردم ،

لازم به ذکر است که از مانا نهایت تشکر را داریم که در زمینه تحصیلی ما را یاری کرده

و از شازده کوچولو مراقبت بعمل می آورد .

خلاصه بعدش هم رفتیم روی تراس بالا و من حسابی به گلها و چمن ها رسیدم ،

علفهای هرزشون رو وجین کردم  ، همه جا رو شستم و با محمدرضا کلی آب بازی کردیم.

                                          

 

برای بابایی :

 

جات خیلی خالیه ، دلمون برات تنگ شده ، به عشق تو به گل و گیاه حیاطمون میرسم که

وقتی میای همه جا سرسبز باشه و تو لذت ببری .

راستی بابایی بوته های خیاری که کاشته بودم جون گرفتن و گل دادن ، فکر میکنم تا اومدنت

بوته ها حسابی بار بدن .

چندتا عکس ازشون گرفتم برات میذارم.

میدونم هوای اونجا خیلی گرمه ، خیلی از خودت مراقبت کن و اصلا هم نگران ما نباش ،

 

دوستت داریم

به امید دیدار                        

 

 

این هم دستپخت من :

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان حسین
23 خرداد 90 16:08
سلام عزیزم
افرین چه دوست کدبانو و هنرمندی.دست گلت درد نکنه.


سلام گلم
ممنون شما لطف دارید.
مامان کیارش
23 خرداد 90 19:18
چه کیک های خوشمزه ای درست کردی .دلم خواست. نوش جونتون .امیدوارم تو همه امتحانات موفق باشی.@};


ممنون عزیزم
الی
24 خرداد 90 0:42
سلام مامان شازده خوبی خسته نباشی واقعا تو این هوای گرم درس خوندن پارسال همین موقع منم داشتم درس میخوندم وای که چقدر سخت بود
انشاله موفق باشی گلم میبوسمتون
راستی محمدرضا جونمو برام دوتا ببوس چون خیلی دلم تنگ شده براش
مرسی بهم سر زدی خوشحالم کردی عزیز


سلام الی جونم ، آره والله خیلی سخته ، ممنون عزیزم
محمدرضا هم برای خاله نازنینش هوارتا بوس میفرسته
بووووووووووووووووس
الی
24 خرداد 90 0:43
مامانی چه کیکای خوشمزه ای تازه دیدم منم دلم خواست
انشاله همسرتون زودی برگرده پیشتون واای امان از دوری


جات خالی عزیزم
ممنون ان شاالله آقا بهروز هم بزودی کاراش انجام بشه و زیر یک سقف زندگی مشترکتون رو بگذرونید .
مامان احسان
26 خرداد 90 15:41
دست مامان شازده کوچولو درد نکنه چه مامان با سلیقه ای


ممنون گلم