پست سال گذشته حال و هوای دوباره ی ما(جالبه اون هم 19 فروردین بود)
سلام
امروز اومدم آخرین پستم رو از کربلا بذارم ،
باورم نمیشه انگار همین دیروز بود که یه پست
گذاشته بودم که از امام حسین
میخواستم ما رو ناامید نکنه و زودتر کار سفرمون
درست بشه .
چه تجربه جالبی ، 23 روز در کربلا ، در طول زندگیم
بیشترین تعداد روزهایی
که از خونه ام دور بودم نهایت 10 روز بود.
حالا این به کنار ، یه همچین جایی ، خدا خیلی ما
رو دوست داشته که قسمتمون کرده ،
محمدرضای گلم :
تا قبل از اینکه بیام اینجا یکسری از حرفها به نظرم
می اومد که از زیاده روی در دین و مذهب ریشه
میگیره ولی ،
وقتی میای توی این مکان ، وقتی از جلوی تل زینبیه
رد میشی وقتی میری زیارت امام حسین و قتلگاه رو
میبینی
وقتی میری کفین (محل جدا شدن دو بازوی حضرت
ابوالفضل) و دیدن مخیم یا همون خیمه گاه و .....
دیگه میتونی تو ذهنت روز عاشورا رو تجسم کنی ،
اینکه چه بر سر حسین و خاندانش اومد .
اینکه چه ظلم هایی شد .....
قبل از این معنی شهید و شهادت خیلی برام عمیق
نبود (شاید دوستایی که اینها رو
میخونن من رو از اون دسته آدمهای خیلی مذهبی و
زیاده رو بدونن ولی
اونهایی که من رو میشناسن متوجه میشن که من
واقعا دگرگون شدم)
از حالا به بعد برای تمام کسانی که پاره تنشون
شهید شده خیلی خیلی احترام قائلم ، برای شهدا
، برای جانبازها ...
میدونی پسرم
خیلی سخته ، خیلی شجاعت میخواد که انسان
برای هدفش ، برای دینش ، برای وطنش از خانواده
و از جانش بگذره.
اینجا درس صبوری گرفتم ، وقتی به یاد حضرت زینب
افتادم.
محمدرضای من :
از تو میخوام که هیچوقت در زندگیت خدا رو فراموش
نکنی و دینت رو با تمام وجود حفظ کن .
و حالا حال و روز من ، خیلی حالم خرابه
از یک طرف دلم برای آب و هوای شهرم ، برای خونه
ام ، برای خانواده و درس
و دانشگاه تنگ شده ، از یک طرف پای رفتن و دل
کندن از اینجا رو ندارم و چیز
دیگه ای که خیلی مهمه اینه که تصور دوباره تنها
شدن و جدا شدن از همسر عزیزم
خیلی برام دردناکه.
ما با هم میایم ایران و یک هفته بعد همسری بر
میگرده کربلا .
خیلی دلم گرفته ست .
خدایا ممنونم به خاطر این لطفی که در حقم کردی ،
این سعادتی که نصیبمون
شد ، و از تو میخوام همسرم و پسرم رو که تمام
زندگی من هستن و من به عشق
اونها نفس میکشم همیشه در پناه خودت سالم و
سربلند داشته باشی.
ممنونم خدای مهربون من ، خدایی که هیچوقت من
رو تنها نگذاشتی ،
خوشیها رو تو به من هدیه دادی و در سختیها
همیشه پشت و پناه من بودی ،
با تمام وجودم دوستت دارم ،
به تو تکیه میکنم و با توکل به لطف بینهایت تو میرم
تا دوباره چرخه کار و
زندگی ام رو به حرکت در بیارم.
سپاسگذارم.


پست سال گذشته حال و هوای دوباره ی ما(جالبه اون هم 19 فروردین بود)
