محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

مرد خونه ی من.....

1391/2/21 9:44
نویسنده : مامانی
240 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مرد کوچک من

سه روزه که شما مرد خونه من شدی و من به داشتن همچین مردی افتخار میکنم بغل

توی این چند روز به خاطر سرفه هات نتونستم ببرمت بیرون یه گردشی کنی ، دلم نمیخواد

نبود بابایی به چشمت بیاد ، آخه توی مدتی که بود هرروز به یه بهانه ای دوتایی میزدین بیرون

بیشتر وقتها میرفتی دوچرخه سواری ، ان شاالله که من هم فرصت کنم تا بهت خوش بگذره

چهارشنبه هفته آینده 27 ام جشن پایان سال مهدتون هست . حالا من کلاسامو چه کنم

نه اینکه تا الانش رو مرتب رفتمچشمک درست میشه...............

امروز صبح که از خواب بیدار شدی صدام کردی و وقتی اومدم طبقه بالا به اتاقت گفتی میشه

لطفا کمکم کنی از جام بلند بشم ، دستت رو گرفتم بلند شدی بعدش هم بغلت کردم که

بیاییم طبقه پایین روی اولین پله گفتی : مامانی اگه وزنم زیاده میخوای منو بزار پایین ،

خودم میام هاااا...... ما مامانها هم که اینجور وقتها فداییییییییی : نه عزیییییییییییزم.

فدات بشم که اینقدر به فکر مامانی ، باباها یه کم یاد بگیرنعینک چشم شوهری رو دور

دیدیممژه

خب دیگه باید برم برات نشاسته دم کنم ، سرفه هات خیلی کم شده ولی یه بار هم

سرفه میکنی سینه ات بدجوری صدا میده و خوردن نشاسته آرومت میکنه .

دوستت دارم نازنینمماچقلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان رادين
21 اردیبهشت 91 15:20
مهربون مامان اومدم تا زودتر از همه زمینی ها بهت بگم : تموم آسمون پر شده از عطر خوش یه مامان بهشتی و تویی که یه تیکه کوچولو از خدا رو امانت گرفتی تا اسمونی تحویلش بدی همه فرشته ها بهت میگن: مامان روزت مبارک
نسرین
22 اردیبهشت 91 20:22
بارانی از عشق و نَمی هم ستاره ارزانی تویی که در تبار معصومانه‌ی نگاهت، چشمان

خسته‌ی ستاره می‌چیند. خوش‌آهنگ‌ترین نغمه‌های هستی نثار قلب خسته و

صبورت.
دوست خوبم روزت مبارک ... با اروزی شادی
نسریـــــــــــــــن




ممنون نسرین جونم