امسال هم بابایی نیست...
امسال هم روز زن باباییت نیست ، آخرین باری که بود با هم رفته بودیم بازار تا من برای
مامانم هدیه بگیرم و شما دوتا توی ماشین موندین وقتی برگشتم دیدم توی اون مدت
پدر و پسر رفتین یه مجسمه خوشگل برام هدیه خریدین و پسرم اون رو به دستم داد.
چقدر لذت بردم .
ولی میخوام اینجا اعتراف کنم خیلی دلم میخواست بابایی بود و باز هم بهت میگفت که
محمدرضا به مامانی بگو روزت مبارک ......................
دلم گرفت.................................
اصلا خودم میرم واسه خودم گل میخرم..............................
هیچ چیزی توی دنیا به من بیشتر از گل لذت نمیده............................
برای خودم کیک و شیرینی هم میخرم..................
غذای مورد علاقه ام رو هم درست میکنم.....................
چقدر عقده ای برخورد کردم..............
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


امسال هم بابایی نیست...
