محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

ما برگشتیم

سلام به دوستای خوب و مهربونم. سلام به محمدرضای نازنینم بالاخره برگشتیم. دوستای عزیزم ، عزاداری هاتون قبول درگاه حق ، ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید. و اندر احوالات ما اینکه بابایی نیم ساعته دیگه از بغداد پرواز داره به تهران و ان شاالله امشب میرسه خونه ، به امید خدا . گل پسرم بی صبرانه در انتظار پدره . من هم الان خیلیییییییی کار دارم . پس تا بعد............ ...
8 آذر 1390

اومدم ولی باز هم باید برم.......

سلاااااااااااااااااااام محمدرضای نازنینم الان اومدم پیش دایی مهدی تا ایمیلم رو چک کنم از فرصت استفاده کردم که یه پست برات بزارم. دلم برای اینجا خیلی تنگ شده ، کلی از شیرین زبونیهات و کارهای قشنگت بوده که دلم میخواست اینجا بنویسم ولی متاسفانه خرابی لپ تاپ و...... توی این دو هفته خلق و خوی شما گل پسری حسابی عوض شده ، راستش هم حساس شدی و هم یه کم زیادی شیطنت میکنی ، البته میدونم که هر بچه ای وارد مهد و مدرسه میشه همین تغییرات رو داره و مهم اینه که ما والدین چه جوری برخورد کنیم با این مسئله ، این بار هم مثل ماههای قبل وقتی یک هفته تا ده روز از از رفتن بابایی میگذره دیگه حسابی بیقراری میکنی حتی توی مهد هم مربیات م...
3 آذر 1390