محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

کامنت بابایی

مدتها بود که قصد داشتم کامنت های بابایی رو به عنوان یه پست توی وب قرار بدم ولی همیشه برای کپی کردنش دچار مشکل میشدم ، ان شاالله که بعد از این بتونم این کار رو انجام بدم .     بابایی : سلام همسری از کنار حرم آقا امام حسین روزت رو تبریک میگم و به حق مادرش بانو فاطمه زهرا و حرمت علمدارش قمر بنی هاشم از خدا میخوام که از پس آنچه که خدای مهربون به تو تکلیف کرده سربلند بیرون بیای ودرمقابل زحماتی که من به تو تحمیل کردم پر انرژی باشی. واما پسری... بوییدن وبوسیدنت واسم زیباترینهاست مهربونیت زیباترین هدیه واسه مامانته.   و مامانی : عزیییییییییییییزم عاشقتمون با تموم وجودم دوستتون دارم تا بینهایت.................
27 ارديبهشت 1391

بزرگ مرد کوچک....

سلام عزیز دلم مرد کوچک من که حالا دیگه میگی بزرگ شدم مامانی ، دیگه میتونم تنهایی توی تختم بخوابم................... عاشقتم عزیز دلم وقتی از بیرون میاییم و من کلیییی خرید کردم ، 3 طبقه مجبورم وسیله ها رو بکشم بیارم بالا و وقتی خسته از این بار و کلافه از گرما روی پله های هال ولو میشم اونوقت پسرم میره از یخچال یه لیوان آب خنک میاره و دستم میده ، بعدشم می ایسته تا من آب رو بخورم و لیوان رو ازم بگیره مبادا که مامانش خسته بشه وایییییییییییییی خدای من ممنونم خدای مهربون این نهایت عشقه.......... پاکترین عشقه.................... محمدرضای نازم واقعا در نبود بابایی تو برای من یه تکیه گاهی خدای نازنینم همیشه نگهدارت باشه پسرم. ...
26 ارديبهشت 1391

دلتنگ بابایی.....

سلام محمدرضای شیرین زبونم دیروز داشتم برای یکی از خاله ها کامنت میگذاشتم و از اونجایی که شما گل پسری عاشق اسمایلی (شکلک ها) هستی گفتی : مامانی وقتی نوشتنت تموم شد اون شکلکی (پسر نازم وقتی تند حرف میزنه میگه شتلت) که روش قلب داره و قلبش میشکنه رو بزار تا بابایی اینجوری ببینه که چقدر دلمون براش تنگ شده . این هم برای بابایی       :      مامان فدای اون دلت بشه که اینقدر بیتاب دیدن باباییه ، ان شاالله بابایی همیشه تنش سالم باشه و سایه ش رو سرمون . خدا پشت و پناه همه ی باباهای مهربون و زحمتکش باشه ، آمین. ...
25 ارديبهشت 1391

زن................

دوست گلم نایسل یه کامنت خیلی قشنگ برام گذاشت که میخوام اینجا بزارمش:   زن بودن مثل ققنوس بودن است ؛ هي آتش مي گيري و باز نا اميد نمي شوي .. ، و از خاكسترت زن متولد مي شود .. . زن قداست دارد .. ، براي با او بودن بايد مرد بود ..، نه نر !!                                                                          نفس تازه كن بانو .. ...
24 ارديبهشت 1391

هدیه به خودم

سلام عزیز دلم پنج شنبه یه پست گذاشته بودم که گفتم برای خودم  جشن میگیرم. دیروز از خونه مانا که برمیگشتیم وقتی رسیدیم شهرمون شما گفتی گرسنه ام و دلم خوراکی میخواد من هم اعلام کردم تموم اون چیزهایی که تو دلت میخواد از سوپرمارکت بخری در حال حاضر برات ضرر دارند ، یه کم فکر کردی و ملتمسانه گفتی پس میشه از اون شیرینی هایی که گرده ، توش یه چیز سفید مثل مداد رنگیه سفیدم داره برام بخری منظورت نون خامه ای بود ، با اینکه خیلی چربه ولی دیگه کلی دلم برات سوخت و قبول کردم سر مرکب رو چرخوندم به سمت شیرینی سرا و یک کیلو نون خامه ای و رولت خریدم عصری هم توی خونه هی هوس غذاهای جور و واجور میکردم و نمیدونستم برای شام چی درست کنم تا اینکه...
23 ارديبهشت 1391

پسر نازنینم

بالاخره بعد از یک سال عکس های آتلیه پسرم رو اسکن کردم و فرصت شد که بزارم توی وبلاگش .                 .                 .                 .                 .           پسری و عروسک هاش ، پیشی جان (در واقع پلنگه ولی پسرم توی این چندسال اصرار داره بر پیشی بودن اون) که معرف حضور دوست...
23 ارديبهشت 1391