شاید فوتبالیست شاید معمار.........
سلام پسر نازنینم الان که این نوشته ها رو میخونی شاید یه فوتبالیست حرفه ای باشی شاید یه مهندس معمار ....... شغل های زیادی هست که دوست داری وقتی بزرگ شدی دنبالش بری ولی این دوتایی که نوشتم رو خیلی روشون تاکید داری در مورد فوتبال که مطمئنم استعدادش رو داری ، علاقه ات به فوتبال نسبت به بچه های همسن و سالت متفاوته ، به نظر من برای یه بچه چهارساله اینکه بیشتر از نیم ساعت بدون همبازی داخل اتاق فوتبال بازی کنه ، توی تمام این مدت زمان در حال دویدن و دریبل و گزارش لحظه لحظه بازی اون هم با استفاده از اسم فوتبالیستهای تیم های مختلف باشه چیزی جز علاقه شدید نمیتونه باشه ، من هیچ وقت از مردهایی که مدام سرشون توی روزنامه های ورزشی...
نویسنده :
مامانی
11:02
از مامانی به بابایی
خدایا قسمت همه آرزومندان بفرما...........
بعد از مدتها یه عکس از پسرم بزارم...
من چقدر خوشبختم............
یه جورایی داشتم خسته و سردرگم میشدم ، دوری از همسری و مسئولیتهایی که روی دوشم سنگینی میکردن سعی داشتن انرژیمو از من بگیرن ولی من کم نمیارم ، خدای مهربونم من و زندگیم رو در آغوش مهربونش داره ....................... عاشقتم خدااااااااااااااااااااااااااااااا همه چی آرومه تو به من دل بستی این چقد خوبه که تو کنارم هستی همه چی آرومه غصه ها خوابیدن شک نداری دیگه، تو به احساس من همه چی آر...
نویسنده :
مامانی
20:30
دعا میکنم همیشه سلامت باشی...
سلام عزیز دلم دعا میکنم همیشه سلامت باشی و لبات پر از خنده باشه. بهترین چیز سلامتیه عزیزم ، همیشه باید خدا رو به خاطر این نعمت بزرگ شکر کنیم. این روزها سرماخوردگی بدجوری من رو از کار و زندگی انداخته دیروز و امروز کلاسهامو نرفتم ، همه اش دلم میخواد بگیرم بخوابم ، دلم میخواد استراحت کنم ولی نمیشه دیگه..... امروز نبردمت مهد و شما حسابی شاکی شدی ، وقتی گفتم حالم خوب نیست میخوام بمونم خونه شما هم نرو مدرسه بغض کردی و با توپ و تشر بهم گفتی : نهههههههههههههههه زنگ بزن عمو اکبر بیاد منو ببره ، آخه من باید هرروز برم مدرسه......... وااااااای چقدر خوشحال شدم وقتی این حرفها رو زدی اینکه تا این حد به ...



