محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

فوتبال

سلام پسر قشنگم شما داری الان مسابقه فوتبال بین پیروزی و صنعت نفت رو تماشا میکنی . کلی سوال پرسیدی و جواب دادم تا اینکه با یه لحن جالبی پرسیدی : مامان اونی که لباس سیاه داره نتونسته هنوز گل بزنه ( منظورت داوره) الهی مامان فدات بشه ، آخه پسرم تازگیها از تماشای فوتبال خوشش اومده . جالبه که محمدرضاجون  تا حالا بیشتر از چند لحظه یه مسابقه رو ندیده بودی ولی از بازیهای لیگ فکر میکنم این سومین بازی بود که یه مقدار نگاه کردی و البته امشب خیلی به بازی دقت میکردی. گل پسر من  ، یکی از اولین استعدادها و علایقی که در تو کشف شد( اطرافیانمون هم گفتن) بازی فوتبال بود . مطمئن باش که اگر یقین پیدا کنم که...
3 شهريور 1390

دیشب همراه بابایی

خدایااااااااااااااااااااا      شکرت داره بارون می باره و من دیوانه وار عاشق بارونم .   محمدرضای نازنینم یادم رفت برات بنویسم ، دیشب که خواستیم مثل دو شب قبل دعای جوشن کبیر رو با پخش زنده ی حرم امام حسین از کانال کربلا بخونیم وسط اون همه جمعیت بابایی رو دیدیم و کلی ذوق کردیم ، البته شما نتونستی خوب ببینیش.... خلاصه ما دیشب همراه بابایی احیا کردیم . ممنونم خدای مهربون .
2 شهريور 1390

ماجرای کلاس دیروز و عمو اکبر

سلام گل پسرم دیگه از دست خودم ناراحت نیستم باید اعتراف کنم چند روزی خیلی روی کارهات حساس شده بودم دیروز شما کلاس داشتی و همراه عمو اکبر که بهت قول داده بود رفتید کلاس ، من هم به عمو گفتم شما برید من هم نیم ساعت دیگه میام فقط محمدرضا متوجه حضور من نشه . شما رفتید ولی من نتونستم خیلی طاقت بیارم و زود خودم رو به سالن رسوندم از مامانهایی که این چندروز باهاشون آشنا شده بودم پرسیدم از پسرم خبر ندارید؟ بیرون نیومده از سالن؟ یکی از اونها گفت پسرتون امروز با مربیش (آقای ذکوی) راحت تر ارتباط برقرار کرده و سلام و احوالپرسی و دست دادن و .... (آخه پسر گل من شما به همه مغازه دارها و چه میدونم پارکبان...
2 شهريور 1390

چشم این کودکان به دستان مهربان شماست...

1 - کمیته امداد: شماره حساب 5555 نزد بانک ملی شعبه کمیته امداد آماده دریافت کمک های هموطنان به مردم قحطی زده سومالی است . 2- جمعیت هلال احمر:   شماره حساب های 99999 و 0199999999003 جمعیت هلال احمر نزد شعبه مرکزی بانک ملی ایران قابل پرداخت در تمامی شعب سراسر کشور 3- پیامک: مشترکان تلفن همراه ایرانسل با ارسال پیامک رایگان به شماره 8133 مبلغ مورد نظر برای کمک به مردم سومالی را ارسال و این رقم با کسر از اعتبارشان منظور می شود . 4- تلفن بانک: مشترکان تلفن همراه اول و تلفن های ثابت نیز که کارت عضو شتاب دارند می توانند با تلفن 09604 مبلغ مورد نظر برای کمک به مردم سومالی را از کارت شتابشان بپردازند ...
2 شهريور 1390

خدای مهربونم امشب آخرین شبه

خدایا!   گفتم خسته ام ، گفتی:لاتقنطوامن رحمة الله(زمر/۵٣)   گفتم : هیچکس نمیدونه تو دلم چی میگذره ، گفتی : إن الله یحول بین المرءقلبه (إنفال/٢۶)   گفتم : هیچکسی روندارم ، گفتی : نحن أقرب إلیه لحبل الورید(ق/١۶)   گفتم : فراموشم نکردی؟ گفتی : فاذکرونی اذکرکم (بقره/١۵٢)     بگذار تا بميرم در اين شب الهي ورنه دوباره آرم رو روي روسياهي چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه چندان كه باز گردم گيرم ره تباهي چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهي گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهي...
1 شهريور 1390

عزای علی (ع)

    عزاى على(عليه السلام) ناله كن اى دل به عزاى على گريه كن اى ديده براى على                                كعبه ز كف داده چو مولود خويش                                گشته سيه پوش عزاى على عمر على عمره مقبوله بود هر قدمش سعى و صفاى على             &nbs...
30 مرداد 1390

از دست خودم ناراحتم

سلام پسر کوچولوی من. راستش امروز از دستت دلخورم ، البته بیشتر از دست خودم ناراحتم. مطمئنا وقتی پدر و مادری از رفتار بچه شون ناراضی میشن باید در خودشون به دنبال علت باشند مثل من ، احساس میکنم زیادی بهت حق انتخاب دادم .... راستش توی خونه خیلی روی حرف من حرف نمیزنی مثلا همین یک ساعت قبل رفتی توی آشپزخونه سراغ کشوی خوراکیهای خودت صدات کردم گفتم : محمدرضا اجازه گرفتی ؟ و تو برگشتی توی حال و زمانی که گفتم الان نباید خوراکی برداری یه کوچولو دلت گرفت ولی گفتی باشه و رفتی... یا اینکه میخواستی برای خودت سی دی بزاری ببینی که باز هم وقتی مخالفت کردم گذاشتی سرجاش ولی بیرون خیلی حریفت نمیشم. البته این رو هم بگم الانها ...
30 مرداد 1390

محمدرضای .....

سلام محمدرضای ..... نمیدونم چه صفتی باید برات به کار ببرم امروز بردمت کلاس ژیمناستیک و مثل دو جلسه ی قبل جنابعالی حاظر نشدی که با بچه ها همراه بشی و هرچقدر مربی و دستیارش اصرار کردن قبول نمیکردی ..... حالا اینهاش زیاد مهم نبود چون حداقل تو گریه و زاری و ... نداشتی ولی چند تا از بچه ها که جلسات قبلی خوب بودن امروز حسابی از خجالت مامانهاشون در اومدن و اما مشکل من با شما ، مشکل این زبون توی وروجکه .... یکی از مامانها برگشته به من میگه : خب معلومه شما زیاد باهاش کار میکنین و من یعنی چی ؟ مگه بقیه مامانها با بچه هاشون حرف نمیزنن ؟ مگه وقتی بچه ها از اونها یه سوال میپرسن بهشون جوابی ن...
27 مرداد 1390