محمدرضامحمدرضا، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

شازده کوچولو فرمانروای قلب من

اتاق زیر پله

محمدرضا در حال کمک به مامان(به قول خودش)   در حال بست زدن به قفسه ها خونه آشفته و کمکهای زورکیه محمدرضا و بالاخره اتاق زیر پله ...
10 خرداد 1390

اتاق زیر پله

                                                             سلام گل پسری ، تاج سری ..... وای مامانی اینقدر خسته ام که نگو ... عزیزکم از 11 صبح تا حالا که 8 غروبه مشغوله  مرتب کردن وسایل شما بودم  ، از اونجایی که اتاق شما طبقه بالاست و جدای رفت وآمد مشکل خیلی هم به اتاقت ارادت نداری یکسری از وسایلت رو گذاشتم پائین ...
9 خرداد 1390

محبت محمدرضا

سلام گلم این نی نی که میبینی درست مثل شماست ، از دست شما هیچوقت نمیشه یه خواب نیمروز داشته باشیم چون تا خوابمون میبره اینقدر مارو میبوسی که کلا خواب از سرمون میپره این یه هفته که بابایی ایران بود هروقت میخواست یه چرتی بزنه منه بیچاره یا باهات بازی میکردم یا اینکه کشیکتو میکشیدم که یه وقت سراغش نری ، از بس که مهربونی عزیزم ، این آزار دادنت هم شیرینه عاشقتم قناری من                                            ...
9 خرداد 1390

خداحافظی

سلام پسرم چند لحظه قبل بابایی از داخل هواپیما زنگ زد و خداحافظی کرد این هم آخرین تماس با خط ایران حالا باید منتظر شماره کربلا باشم تا روی گوشیم بیافته  خدانگهدارت باشه بابایی. ...
6 خرداد 1390